روزهای بهتر در راهند - تاریخ: 1395/7/12 ساعت: 8:25
دوستان - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 9:10
اسرار الهی - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 14:34
وقتی پیکر بیجانش را مثله نیز کرده بودند آتش زدند در بین دوستدارانش چه کسی بود که در همان لحظه ها با چشم خود دیده بود وقتی خاکسترش در رود دجله فرو می ریخت از هر ندای الله برمی آمد؟ ماجرای قتل او تماشاچیان را به شدت متاثر ساخت.بایزید بسطامی گفت : چون او را دار زدند دنیا بر من تنگ آمد . برای دلداری خوی...
سنت اگزوپری, مرد اندیشه و عمل - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 10:21
سنت اگزوپری, مرد اندیشه و عمل قیافه اش کامل بود.هم لبخند کودکانه داشت وهم حالت جدی یک دانشمند را.رشادت ناپیدا وتفنن هایی خود جوش,زیبایی دیدگان ونرمش اندام,صلاحیت درتکنیک,ورزش,شعر,سیاست,اخلاق,رفاقت وظرافت روح.بر خوردن به او و فشردن دستش,همیشه وهمه جا,خود به خود یک واقعه بود.چشمت که به او می افتاد وبه...
موسی(ع) در طول زندگی خود با سه قدرت مبارزه کرد: - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 10:21
موسی(ع) در طول زندگی خود با سه قدرت مبارزه کرد: فرعون مظهر حکومت,قارون (یکی از بستگانش,عمو,پسر عمو یاپسر خاله)که خزانه دار فرعون بود و بعد از غرق شدن فرعون و سربازانش در نیل, اطلاعات تورات را داشت و خود را قاری تورات جا زد). مظهر ثروت که کلید گنجهای او پشت چندین مرد را خم می کرد و مغرور و شادمان از ...
یک گام فراتر - تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 23:31
یک گام فراتر شیخ ابوسعید یک بار به طوس رسید .مردمان از وی استدعای مجلس کردند .شیخ اجابت کرد.چون شیخ بر تخت شد ومقریان قرآن برخواندند و مردم می آمدند.چندان که کسی را جای نماند,معرف برخاست و گفت:خدایش بیامرزد هر کسی از آنجاکه هست یک گام فراتر آید. شیخ گفت: و صلی الله علی محمد و آله اجمعین و دست بر روی...
نامرد و مُفلِس - تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 8:46
نامرد و مُفلِس زنی شوهررا نامرد و مفلس خطاب کرد.مرد گفت :خدا را شکر که مرا گناهی نیست.چون صفت اولی را سبب تویی و دومی از جانب خدا .
منجم - تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 1:42
منجم منجمی را بر دار کردند.کسی در آن محل از او پرسید که این صورت را در طالع خود دیده بودی؟ گفت : رفعتی می دیدم لیکن ندانستم که بر این موضع خواهد بود.
معراج پیامبر - تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 0:38
معراج پیامبر درآن موقع که نه خدیجه بودونه ابوطالب پیامبرآنقدرتنهاشدکه به خداوند متوسل شد واین بارخداوندنه تنهااوراحمایت کردکه به سوی خود برد یعنی پیغبررا به آسمان بالابرد به معراج. محمد(ص)سواربر بُراق شدوبه راه افتاد.ابتدادرشهرحبرون توقف کرد زیرا قبرابراهیم(ع)آنجا بود ومحمد برسر قبر اودعا خواند.پس ب...
گوهر - تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 22:30
گوهر روزی در گذرگاهی کنار گودل آبی مردی را دید : فریاد می کرد که گوهر بیا ! زنی سر از سرای بیرون کرد , پیر و سیاه و آبله زده و و دندان ها بزرگ و به صفات ذمیمه موصوف ؛ شیخ و جمع را نظر بر آن زن افتاد.شیخ گفت: چنان دریا راگوهر به از این نباشد.xa0
طعام های لذیذ - تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 2:56
طعام های لذیذ روزی شیخ به راهی می گذشت.کُناسان مبرز پاک می کردند و آن نجاست از خیک بیرون می آوردند . صوفیان چون آن جا رسیدند , خویشتن فراهم گرفتند و گریختند . شیخ ایشان را بخواند و گفت: این نجاست به زبان حال با ما سخنی می گوید.می گوید: ما آن طعام های خوش بوی با لذتیم که شما زر و سیم بر ما می افشاندی...
صوفی گری - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 2:30
صوفی گری وقتی از عراق جامه( دلقی )برای شیخ آوردند, صوفیانه پوشید.گربه ای که پیوسته دور و بر او می گشت بر آن مرقع شاشید.شیخ گفت: ما برآن بودیم که خود را به جامه صوفیان بیرون آریم و ساعتی صوفی باشیم, این گربه بر صوفی ما شاشید.xa0
شیطان و دلالان - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 3:30
شیطان و دلالان شیطان راپرسیدندکدام طایفه رادوست داری؟گفت:دلالان را.گفتند:چرا؟گفت:ازبهرآنکه من به سخن دروغ از ایشان خرسند بودم وایشان سوگنددروغ نیزبدان افزودند.
زنبور و مور - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 9:40
زنبور و مور شیخ(ابو سعید) گفت : وقتی زنبوری به موری رسید او را دید دانه ای گندم به خانه می برد.مردمان پای بر او می نهادند و او را خسته می گردانیدند.زنبورآن موررا گفت که این چه سختی و مشقت است که تو برای دانه ای بر خویشتن نهاده ای ؟ به یک دانه محقر چندین مذلت می کشی؟ بیا تا ببینی که من چگونه آسان می ...
رساله دلگشا (عبید زاکانی) - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 6:19
رساله دلگشا (عبید زاکانی) لولیی با پسر خود ماجرا می کرد که توهیچ کاری نمی کنی وعمردر بطالت بسر می بری.چند باتوگویم که معلق زدن بیاموز وسگ از چنبر جهانیدن و رسن بازی تعلم کن تا از عمر خود برخوردارشوی.اگر از من نشنوی, به خدا تو را در مدرسه اندازم تا علم مرده ریگ ایشان بیاموزی و دانشمند شوی و تازنده با...
روش برخورد با دنیا - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 6:19
گلها به خداوند سلام می کنند و خداوند به گلها لبخند می زند. پس در عزت و ناز دنیا بریکدیگر پیشی نگیرید و فریب زینت ها و نعمت ها را نخورید و مغرور نشوید و از رنج و سختی آن ننالید و نا شکیبا نباشید , زیرا عزت و افتخارات دنیا پایان می پذیرد, و زینت و نعمت هایش نابود می گردد و رنج و سختی آن تمام می شود و ...
دنیا و قبرستان - تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 0:59
دنیا و قبرستان ناصر خسرو به راهی می گذشتxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 مست و لا یعقل نه چون می خوارگان دید قبرستان و مُبرز روبرو xa0 xa0 xa0 xa0 بانگ بر زد گفت ای نظارگان نعمت دنیا و نعمت خواره بین xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0اینش نعمت, اینش نعمت خوارگان ناصرخسرو از راهی می گذشت.مستراح و قبرستان را با هم دید....
دعوی پیغامبری - تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 15:31
دعوی پیغامبری شخصی از مولانا عضدالدین پرسیدکه چون است که درزمان خلفا,مردم دعوی خدایی وپیغمبری بسیارمی کردند واکنون نمی کنند ؟گفت:مردم این روزگار را چندان ظلم وگرسنگی افتاده است که نه ازخدایشان به یاد می آید و نه از پیغامبر.
دام صیاد - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 4:15
دام صیاد صوفی ای راگفتند:جبه ات را بفروش.جواب داد:اگر صیاد دام خود را بفروشد با چه چییز صید تواند کرد؟
در سبب زوال آل ساسان - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 4:15
در سبب زوال آل ساسان بزرگمهر را پرسیدندکه سبب چه بود که پادشاهی آل ساسان ویران گشت و تو تدبیرگر او بودی,و امروز به رای و تدبیر و خرد و دانش تو در جهان نظیری نیست.گفت,سبب دو چیز بود:یکی آنکه آل ساسان کارهای بزرگ به کارداران خرد و نادان گما شته بودند,و دیگر اهل دانش و خردمندان را خریداری نکردند. ((قاب...