خرید بک لینک

معراج پیامبر

درآن موقع که نه خدیجه بودونه ابوطالب پیامبرآنقدرتنهاشدکه به خداوند متوسل شد واین بارخداوندنه تنهااوراحمایت کردکه به سوی خود برد یعنی پیغبررا به آسمان بالابرد به معراج. محمد(ص)سواربر بُراق شدوبه راه افتاد.ابتدادرشهرحبرون توقف کرد زیرا قبرابراهیم(ع)آنجا بود ومحمد برسر قبر اودعا خواند.پس به بیت اللحم محل تولد عیسی(ع)رفت ودعاخواندوآنگاه به بیت المقدس و وارد مسجد الاقصی گردید.

قسمت اول سفر خاکی پیامبر خاتمه یافت و سفر آسمانی از مسجد الاقصی شروع شد.قبل از حرکت اثر پای خود را روی قبه الصخره(گنبد سنگی) واقع در بیت المقدس باقی گذاشت همچنان که ابراهیم کرده بود.پیامبر سوار بر براق راه آسمان را در پیش گرفت و وارد آسمان ماه که آسمان اول است و از همه آسمان ها به زمین نزیک تر است ,شد .در آنجا حضرت آدم را یافت.که بین دو گروه از آدمیان قرار گرفته است که به تازگی از زمین آمده اند.آدم چون انسان است وقتی دسته اول را می دید تبسم می کرد واز مشاهده دسته دوم می گریست.زیرا آدم پدر تمام افرادبشر(ابوالبشر)می باشد ومانند یک پدراز خوشحالی فرزندان خود مسرور و از بد بختی آنها متاثر می شود.در آسمان دوم عیسی(ع)و یوحنا را دید.در آسمان سوم یوسف(ع)را مشاهده کرد.در آسمان چهارم ادریس(ع)و در آسمان پنجم هارون,ودر آسمان ششم موسی(ع)ودر آسمان هفتم که بلندتر از آن آسمانی نیست ابراهیم(ع)را یافت,ابراهیم به دیوار خانه ای که معلوم شد خانه فرشتگان است تکیه داده بود و معلوم شد که شکل آن با خانه کعبه یکی است.

بعد از آسمان هفتم منطقه ای قرار دارد که مانند اطراف خانه کعبه(حرم) است و در انتهای حرم (سدره المنتهی) قرار گرفته و آن درختی است که بعد از آن مجهول مطلق واقع شده و هیچکس نمی داند که پس از آن وضع ملکوت چگونه است.

در آنجا پیغمبر به قدری به خداوند نزدیک شد که صدای قلم خداوند را می شنید و می فهمید که خدا مشغول نگاهداری حساب افراد بشر می باشد ولی با اینکه صدای قلم خداوند را می شنید وی را نمی دید زیرا هیچکس نمی تواند خدا را ببیند و لو پیغمبر باشد.وقتی پیغمبر می خواست به آسمان برود در آسمان اول یا ماه, عده ای از فرشتگان را دید که نگهبان بودند, هویت اشخاص را وارسی می کردند تا بدانند چه کسانی عازم آسمان هستند.

با اینکه پیغمبر بود نمی توانست صدای خداوند را بشنود و صدای او بوسیله جبرئیل به گوشش می رسید زیرا هیچ گوش ولو پیغمبر توانایی شنیدن مستقیم آن صدای الهی را ندارد.

خداوند بوسیله جبرئیل با محمد(ص)سخن گفت.گفت:می دانم که تو را از قبیله ات طرد کرده اند ولی باید شکیبایی داشته باشی و بدانی که قبل از تو پیغمبرانی بودند که بیش از تو زجر کشیدند و بعضی شکنجه شدند ومردند.آنگاه گفت:همان طور که موسی پیروان خود را جمع آوری کرد واز مصر مهاجرت نمود تو نیز پیروانت را جمع واز مکه مهاجرت کن.محمد(ص) هنگامیکه از سوی خدا مرخص شد همچون موسی که ده فرمان دریافت کرده بود دوازده فرمان دریافت کرد:

1- مسلمین نباید جز خدای واحدرا بپرستند.

2- پدر و مادر خود را باید دوست بدارند و محترم بشمارند.

3- صله رحم را بجا بیاورند.

4- از ضعفا و ابن السبیل و بیگانگانی که پناهنده می شوند دستگیری نمایند.

5- ولخرجی و اسراف نکنند.

6- لئامت نداشته باشند.

7- مبادرت به زنا ننمایند.

8- از قتل نفس بپرهیزند.

9- مال دیگران و بالاخص مال یتیمان را غصب ننمایند.

10-اندازه سنگ و پیمانه را نگه دارند و خدعه نکنند.

11-از مبادرت به کارهای دور از عقل بپرهیزند.

12-غرور نداشته باشند.

دانته نویسنده کتاب کمدی الهی در کتاب خود همان روش بیان وقایع معراج پیامبررا در پیش گرفته است.مثل قرآن اشخاص بی طرف(منافق)را در پایین ترین طبقه جهنم کتاب خود قرار داده است.پیغمبر تمام پیامبران بزرگ و همه بزرگان علم را که در قرون قبل زندگی را بدرود گفته بودند در آسمان دید.و همه را از نزدیک شناخت.او کسانی را دید که صاحب قلم و سیف بودند.

زندگی به منزله سرمایه ای است که خداوند به ما می دهد و ما فقط از سود این سرمایه می توانیم استفاده نماییم نه از خود آن.چون خود سرمایه به ما تعلق ندارد.

محمد پیغمبری که از نو باید شناخت اثر کونستان-ویرژیل-گیورگیو

برچسب: معراج,معراج, در قرآن,معراج, چیست؟,معراج, ص,معراج, در چه سالی بود؟,معراج, در کدام سوره است؟,معراج, در تفسیر المیزان,معراج, سدره المنتهی,معراج, از نظر علمی,معراج, چگونه بود, نویسنده: آریا احمدپور تاريخ: پنجشنبه 1 مهر 1395 ساعت: 0:38

صفحه بندی