موسی(ع) در طول زندگی خود با سه قدرت مبارزه کرد:
فرعون مظهر حکومت,قارون (یکی از بستگانش,عمو,پسر عمو یاپسر خاله)که خزانه دار فرعون بود و بعد از غرق شدن فرعون و سربازانش در نیل, اطلاعات تورات را داشت و خود را قاری تورات جا زد). مظهر ثروت که کلید گنجهای او پشت چندین مرد را خم می کرد و مغرور و شادمان از ثروت بود که با یک جمعیت چهار هزار نفری بر اسب های گران قیمت با پوشش سرخ,کنیزان سپیدروی بر زین های طلا و لباسهای سرخ و غرق زینت آلات در میان قوم بنی اسرائیل رژه رفت(او خود از بنی اسرائیل بود و درخدمت فرعون) با چنان جلال و شکوهی که زرق و برق آن چشم همه را گرفت,حتی همان ها که قبلا می گفتند به فقرا کمک کند و به فکر آخرت باشد و حالا افسوس جاه و جلال او را می خوردند و وقتی موسی از او زکات خواست و او حساب و کتاب کرد که پول هنگفت زیادی باید بپردازد.در میان جمعی از ثروتمندان بنی اسرائیل ایستاد و گفت: موسی دستور نماز آورد,پذیرفتند,امور دیگر را نیز و حالا اموال شما را می خواهد.او گفت فکری کرده تا موسی را نابود کند.زن فاحشه بنی اسرائیل را گفت آوردند و با پول او را فریفتند تا بگوید موسی سراغ وی رفته.به سراغ موسی رفت و گفت:بنی اسرائیل را جمع کن و دستورات خداوند را بر آنها بخوان.موسی(ع)گفت:جز او را پرستش نکنید و صله رحم به جا آورید و ... و مرد زناکار محصنه باید سنگسار شود.گفتند اگر خودت باشی ؟گفت:حتی اگر خودم باشم.گفتند:تو سراغ فلان زن رفته ای , او چه می گوید؟ موسی رو به او کرد و گفت:به خدا سوگندت می دهم که حقیقت را بگویی! و او تکانی خورد و کیسه های پول را نشان داد و گواهی داد که موسی پاک و رسول خداست.موسی(ع)سجده کرد و خدا فرمان فرو رفتن در زمین قارون را صادر کرد.و سامری مظهر صنعت و فریب و اغفال.سامری هم همان بود که جبرئیل را دیده بود و از خاک پای او یا اسبش در دهان گوساله ساخته شده از طلا و جواهری که از دور و بر فرعون جمع آورده بود, ساخته بود که صدایی از دهان آن خارج می شد و وقتی موسی برای گرفتن الواح تورات به کوه طور رفته بود و برادرش هارون تنها مانده بود, بنی اسرائیل را فریفت ؛ هامان وزیر فرعون بود که با قارون موسی را ساحر و دروغگو خواندند.
از تفسیر سوره قصص
برچسب:
نویسنده: آریا احمدپور