وقتی پیکر بیجانش را مثله نیز کرده بودند آتش زدند در بین دوستدارانش چه کسی بود که در همان لحظه ها با چشم خود دیده بود وقتی خاکسترش در رود دجله فرو می ریخت از هر ندای الله برمی آمد؟ ماجرای قتل او تماشاچیان را به شدت متاثر ساخت.بایزید بسطامی گفت : چون او را دار زدند دنیا بر من تنگ آمد . برای دلداری خویش شب تاسحر زیر جنازه بر دار آویخته اش نماز کردم . چون سحر شد و هنگام نماز صبح هاتفی ازآسمان ندا داد . که ای بایزید از خود چه می پرسی ؟ پاسخ دادم : چرا با او چنین کردی؟ باز ندا آمد : او را سرّی از اسرار خود بازگو کردیم تاب نیاورد و فاش کرد . پس عاقبت کسی که اسرار ما فاش سازد چنین باشد.به قول حافظ که در باب منصور فرمود :
آن یار کزو گشت سر دار بلند جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد.
برچسب: اسرار الهی,اسرار الهی چیست,اسرار الهی در قران,اسرار الهي,کتاب اسرار الهی,اسرار اسما الهی,اسرار ایات الهی,از اسرار الهی,اسرار اسماء الهی,اسرار اذکار الهی,
نویسنده: آریا احمدپور