خرید بک لینک

طعام های لذیذ

روزی شیخ به راهی می گذشت.کُناسان مبرز پاک می کردند و آن نجاست از خیک بیرون می آوردند . صوفیان چون آن جا رسیدند , خویشتن فراهم گرفتند و گریختند . شیخ ایشان را بخواند و گفت: این نجاست به زبان حال با ما سخنی می گوید.می گوید: ما آن طعام های خوش بوی با لذتیم که شما زر و سیم بر ما می افشاندید و جان ها از بهر ما نثار می کردید و هر سختی و مشقت که از آن حکایت نتوان کرد در راه بدست آوردن ما تحمل می کردید.به یک شب که با شما صحبت داشتیم به رنگ شما شدیم.از ما به چه سبب می گریزید؟ ما را از شما باید گریخت.چون شیخ این سخن تقریر کرد فریاد از جمع بر آمد و بگریستند و حالت ها رفت.

برچسب: نویسنده: آریا احمدپور تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 2:56

صفحه بندی