در زمان پادشاه انوشيروان ساساني وزير بسيار باتدبيري به نام بزرگمهر داشت كه در تمام اسرار جنگي از بزرگمهر مي خواست كه نظر نهائي خود را بدهد. روزي پادشاه و وزيرش جهت شكار به مرغزاري رفتند در گوشه اي از مرغزار قلعه خرابه اي هم وجود داشت كه پناهگاه حيوانات وحشي شده بود . ناگهان دو بلبل در روي شاخه درختي كه در نزديكي پادشاه و بزرگمهر بود قرار گرفتند و چنان براي هم نغمه سرائي مي كردند كه پادشاه به وجد آمد و رو به بزرگمهر كرد و گفت : اي وزير داناي من مي داني اين دو بلبل با هم چه نجوا مي كنند بزرگمهر گفت : اي پادشاه از نجواي اين دو بلبل شرم دارم مرا از اين كار معذور داريد . پادشاه گفت : امكان ندارد بايد براي من بازگو كني ، بزرگمهر گفت : يكي از بلبلان مادر عروس است و ديگري پدر داماد است كه آمده دختر بلبل را براي پسرش خواستگاري كند مادر عروس مي گويد : من به يك شرط با ازدواج دخترم و پسر تو راضي مي شوم . بلبلي كه پدر داماد است در پاسخ مي گويد شرط تو چيست : مي گويد : اگر اين قلعه خرابه اي كه در اين مرغزار است به اسم دخترم كني با اين ازدواج خوشنود مي شوم پدر داماد در جواب مي گويد : اين كه خواسته كوچكي است اگر اين ملك باشد اين روزگار كه با سياستهاي اشتباه خود كشور تحت سلطه خود را به ويرانه هاي مختلفي تبديل نموده است من مي بخشم همه خرابي هاي اين پادشاه را به دختر تو به يادگار . اگر چندين برابر اين ويرانه ها را هم كه از من طلب كني حاضرم در قباله ازدواج دخترت بنويسم پادشاه وقتي سخنان بزرگمهر را شنيد به فكر فرورفت و مي گويند از آن روز به بعد پادشاه سعي نمود در مورد شكاياتي كه مردم پيش پادشاه مي آورند به عدالت حكم كند بدين سبب به انوشيروان پادشاه عادل لقب داده اند . پس بيخود نيست كه بزرگمهر در زمان خود در سياست و كياست شهره آفاق بوده است چون با زيركي توانسته بود به انوشيروان بفهماند كه در اثر بي لياقتي تو وضع كشور بسيار اسف بار شده و اختلاف طبقاتي مردم را به ستوه آورده است اين داستان مي تواند درس عبرتي براي حكمرانان و دولتمردان باشد كه ظلم هيچوقت پايدار نيست . پادشاهان زيادي آمدند و رفتند تنها چيزي كه اكنون از آنها باقي مانده عملكرد آنهاست كه تاريخ قضاوت مي كند كدام پادشاه نسبت به مردم خوب رفتار نموده و كدام پادشاه به مردم ستم نموده است پس اي حكمراناني كه در حال حاضر بر مردم كشور خود حكومت مي كنيد بدانيد تاريخ تكرار مي شود و شما را قضاوت خواهد كرد
برچسب:
نویسنده: آریا احمدپور