
در زمان حكومت حضرت سلیمان ـ علیه السلام ـ ، مردی ساده اندیش، در حالی كه سخت ترسیده و وحشت كرده بود و چهرهاش زرد و لبهایش ك...
ادامه مطلب
هر کسی در دنیا به کاری مشغول است : یکی در محبت زن , یکی در محبت مال , یکی در کسب , یکی در علم. تو را غیر این غذای خواب و خور غذای دیگر است.در این عالم آن غذا را فراموش کرده ای و به این مشغول شده ای و شب و روز تن را می پروری.آخر این تن اسب توست و این عالم آخور اوست و غذای اسب غذای سوار نباشد.او را به سر خود خواب و خوری است و تنعمی است.اما سبب آنکه حیوانی و بهیمی بر تو غالب شده است : تو بر سر اسب در آخور اسبان ماندهای و در صف شاهان و امیران عالمِ بقا مقام نداری.دلت در آنجاست , اما چون تن غالب است , حکمِ تن گرفته ای و اسیر مانده ای. همچنان که مجنون قصد دیار لیلی کرد اشتر را آن طرف می راند , تا هوش با او بود.چون لحظه ای مستغرق لیلی می گشت و خود را و اشتر را فراموش می کرد اشتر را در ده بچه...
ادامه مطلب
صوفی گری وقتی از عراق جامه( دلقی )برای شیخ آوردند, صوفیانه پوشید.گربه ای که پیوسته دور و بر او می گشت بر آن مرقع شاشید.شیخ گفت: ما برآن بودیم که خود را به جامه صوفیان بیرون آریم و ساعتی صوفی باشیم, این گربه بر صوفی ما شاشید....
ادامه مطلب